الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
144
الغدير ( فارسى )
پسرش تابوت او را با يكى از پردهداران به بغداد فرستاد و نامهاى به ابو بكر خوارزمى نگاشته خاطرنشان كرد كه پدرش وصيت كرده است تا او را در جوار سيد الشهدا در كربلا دفن كنند . همو درخواست كرد تا خوارزمى ترتيب كار را بدهد و آرامگاهى معادل 500 دينار برايش ابتياع نمايند . موضوع را با شريف ابو احمد ، پدر سيد شريف علم الهدى و سيد شريف رضى در ميان نهادند ، فرمود : ابو العباس مردى است كه به جوار جدمان پناه آورده ، از اينرو ، براى تربتش بهايى نخواهم گرفت . تربتش را مشخص كرد و تابوت را به مسجد براثا بردند . ابو احمد با جمعى از اشراف و فقها حاضر شدند و بر او نماز خواندند ، آنگاه دستور داد پنجاه نفر همراه تابوت حركت نمايند و جنازه را در كربلا دفن كنند . « 1 » مهيار ديلمى كه ذكرش خواهد آمد ، با قصيدهاى كه 59 بيت است و در ديوانش ثبت آمده « 2 » ، وزير مرحوم را رثا گفت و قصيده را خدمت فرزندش سعد به دينور گسيل داشت تا او را تسليت داده باشد ، ملاحظه بفرماييد : - چيست كه از شاهنشين پرسى : چه كسى از اينجا برخاست ؟ و از صدر زين پرسى : چه كسى بر زمين فروافتاد ؟ - از چه رو دفتر وزارت كه ديروز غلغله بود ، تعطيل شد و مجالس آن كه پر بود ، خالى گشت ؟ - اسبان راهوار چرا زانوى غم به برگرفته و ساكت و سر به زيرند ، با اينكه ديروز با غريو شيهه و شادى در صحنهء ميدان دوان بودند ؟ - دلاوران را از صدر زين كه بر زمين افكند ؟ هم آنها كه ديروز در سايهء نيزه و شمشير چون شاهين در كمين بودند . - از چيست كه آسمان تاريك است ، و چرا در عزاى اختران نشسته است ؟ - جارچى عزاى چه كسى را اعلام كرد كه زبانش در كام شكسته بود . پرسيدند : مرگ آجلش درربود يا سم قاتل ؟
--> ( 1 ) . معجم الادباء : 1 / 65 . ( 2 ) . ديوان مهيار الديلمى : 3 / 27 .